به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ خانواده از مجموعه افرادی تشکیل شده که مسئولیتهای متقابلی برعهده آنها است و نیازهای مادی، عاطفی و اجتماعی اعضای آن باید در محیط خانواده برآورده شود. اعضای خانواده بیشترین مدت زندگی و ساعات روزانه را با هم به سر میبرند و دلبستگیها و روابط عاطفی در خانواده بیش از هر گروه اجتماعی دیگر است. در صورتی که عوامل دلبستگی در خانواده تضعیف شود، بسیاری از اختلافات به کمک همین روابط عاطفی مثبت قابل حل است. بدون شک بسیاری از مشکلات اخلاقی جامعه امروز ما ریشه در اختلافات خانوادگی دارد؛ آمارها نشان میدهد اغلب افراد بزهکار از نعمت خانواده سالم محروم بوده و وارث ناهنجاریهای خانوادگی هستند. در این گزارش، برخی از مهمترین عوامل اختلاف و ایجاد کدورت در خانواده و راهکارهای پیشگیرانه آنها را بررسی میکنیم.
۱. خودخواهی
خودبینی و خودخواهی از جمله مهمترین عوامل اختلافات خانوادگی است. کسانی که به این بیماری مبتلا باشند، خوبیهای خود را میبینند و بزرگ میشمارند، ولی بدیهایشان را نمیبینند. در متون اسلامی نکوهشهای فراوانی در مورد تکبر و خودمحوری وارد شده و گفته شده که اگر ذرهای تکبر در وجود فرد باشد وارد بهشت نمیشود.
خود بزرگبینی، زمینه ابتلا به خودستایی و جاهطلبی را فراهم میکند. چنین افرادی سعی میکنند با تحقیر دیگران، خود را بزرگ نشان دهند. کسی که بخواهد همسر خود را تحقیر کند، خود را بالاتر بداند و خوبیهای خود را به رخ دیگری بکشد، زندگی خود را در معرض آسیب جدی قرار داده است. البته صفت تکبر برای زن در برابر غیرشوهرش (نامحرم) پسندیده است، ولی در برابر شوهرش بزرگترین عامل ایجادکننده اختلاف میباشد.
باید اعتراف کرد که اگر این رذیله اخلاقی در وجود انسان ریشه بدواند، به سادگی نمیتوان آن را درمان نمود. تنها راه درمان این بیماری آن است که افراد مغرور از عواقب کار خویش آگاه شده و بدانند که غرور و خودخواهی مانع بزرگی برای حل اختلافات است. این افراد باید در وجود خویش به تفکر و جستجو بپردازند که هیچ انسانی در دنیا بدون عیب و نقص وجود ندارد و به عیبهای خود و اشتباهاتشان پی ببرند و از آنچه موجب خودخواهی آنها میشود دوری گزینند و موارد اختلافشان را منصفانه با هم در میان بگذارند و تصمیم بگیرند در اصلاح عیوب بکوشند. اگر خود را در این امر ناتوان میبینند میتوانند به یک داور آگاه و خیراندیش و مورد اعتماد مراجعه نمایند. قرآن کریم میفرماید: «و اگر از جدایی میان آن دو [زن و شوهر] بیم دارید، پس داوری از خانواده آن [شوهر] و داوری از خانواده آن [زن] تعیین کنید. اگر سرسازگاری دارند، خدا میان آن دو، سازگاری خواهد داد. آری! خدا دانای آگاه است.» (نساء/۳)
۲. چشمچرانی
یکی از بیماریهای بزرگ اجتماعی، چشمچرانی و نگاههای طولانی و شهوتآلود به نامحرم است. قرآن مجید و پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت(ع) با بیانات بسیار مهمی، آثار منفی این پدیده زشت را گوشزد نموده و از مسلمانان خواستهاند تا چشم خود را از نگاه به نامحرمان کنترل کنند.
قرآن مجید در سوره مبارکه نور در دو آیه به حکم این مسئله پرداخته و در آیه نخست خطاب به مؤمنان میفرماید: «به مؤمنان بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و دامان خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزهتر است، خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است.» و در آیه دوم زنان مؤمنه را مخاطب قرار داده و میفرماید: «و به زنان باایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوسآلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند.» (نور/۳۱)
افراد در انتخاب همسر باید نهایت کوشش را به عمل آورند تا همسری نیک و دلخواه و دیندار پیدا کنند و هرچه بیشتر در این زمینه احتیاط و عاقبتاندیشی کنند بهتر است؛ زیرا ازدواج، آغاز زندگی مشترک انسان است و پس از اینکه انسان فردی را برای همسری برگزید و با او پیمان زناشویی برقرار کرد باید از غیر او چشم بپوشد.
امام صادق(ع) میفرماید: «هیچ کس سودی بالاتر از این سود به دست نیاورد که در اثر فروپوشاندن چشم به دست آورده باشد، چون هر اندازه که چشم از محارم خدا فروپوشانده و کنترل شود، با قلبی نورانی آثار عظمت و جلال خدا را میبیند.»
هر کسی که به سعادت و خوشبختی خویش علاقهمند است باید پس از ازدواج دست از افکار کودکانه و چشمچرانیهای خانمانسوز بردارد و مسیر زندگی خود را تغییر دهد.
اسلام چون از مفاسد چشمچرانی اطلاع داشته به کلی آن را ممنوع ساخته و برای علاج این رذیله اخلاقی و برای جلوگیری از آثار زیانبار آن فرموده است که اگر شخصی بیاختیار چشمش به نامحرمی افتاد، نباید آن نگاه را تعقیب کند، بلکه فوراً دیده خود را فروبندد و یا به جای دیگری نظر افکند. چشمپوشی از نامحرمان در مراحل اولیه شاید سخت باشد، ولی با کمی اراده مانند دیگر رذایل اخلاقی قابل پیشگیری و درمان است.
با کمی دقت در آیات و روایات به دست میآید که چشمچرانی آثار سوء فراوانی دارد و مهمترین آن اسیر شدن انسان در دامهای شیطان و فراهم ساختن بدبختی در آخرت است. از حضرت علی(ع) سؤال شد به چه وسیلهای از نگاه بد نجات یابیم؟ حضرت یاد خدا و خواندن دو رکعت نماز را توصیه نمودند.
۳. بدبینی
قرآن میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید از بسیاری از گمانها بپرهیزید که پارهای از گمانها گناه است و جاسوسی مکنید.» (حجرات/۱۲)
سوءظن و گمان بد بردن نسبت به هر مسلمانی زشت و ناروا است و نارواتر از آن در محیط خانواده است. هر کس به این بیماری مبتلا شد، زندگی را بر خود و خانوادهاش تلخ میکند، بهانهجویی میکند و آن را تعقیب میکند؛ چون یکی از آثار زشت بدگمانی تجسس است که در آیه شریفه فوق از آن نهی شده است.
خانوادهای که به مرض بدگمانی دچار شود، آسایش و خوشی نمیبیند. بنیاد چنین خانوادهای همواره در معرض خطر است و ممکن است حتی به طلاق و جدایی هم بینجامد و یا جنایتی را در پی داشته باشد.
توجه به مفاسد فردی و اجتماعی سوءظن و نیز خود را در مظان اتهام قرار ندادن، از راههای علاج این رذیله اخلاقی است.
۴. عیبجویی
قرآن کریم میفرماید: «ای اهل ایمان! نباید گروهی گروه دیگر را مسخره کنند، شاید مسخره شدهها از مسخره کنندگان بهتر باشند و نباید زنانی زنان دیگر را [مسخره کنند] شاید مسخره شدهها از مسخره کنندگان بهتر باشند و از یکدیگر عیبجویی نکنید...» (حجرات/۱۱)
کمتر کسی را در این جهان میتوان یافت که تمام خوبیها در او جمع باشد و از تمام بدیها و نقصها پاک و منزه باشد. انسانها با ویژگیهای متفاوت و فرهنگها و آداب و رسوم مختلفی بزرگ شده و پرورش مییابند و هیچ زن و مردی نیست که کاملاً بیعیب و نقص باشد، مگر ائمه معصومین(ع). پس نباید درصدد عیبجویی برآمد و کانون مقدس زناشویی را متزلزل و اسباب ناراحتی خانواده را فراهم نمود.
از نتایج عیبجویی این است که زن و شوهر نسبت به یکدیگر مکدر میشوند و مهر و علاقهشان از بین رفته، کمرنگ میگردد و نسبت به زندگی و همسرداری دلسرد میشوند و یا ممکن است در صدد تلافی برآیند و همدیگر را به سبب عیبجویی تحقیر نمایند. و این امر، صفا و صمیمیت و شیرینی زندگی را به تلخی و شکست مبدل میسازد و زن و شوهر را از یکدیگر فراری میکند.
طرح قرآن برای پیشگیری از این بیماری اجتماعی، استمداد از عواطف و توجه به صمیمیت و وحدت است: «از یکدیگر عیبجویی نکنید.» (حجرات/۱۱). یگدلی و همراهی کردن هم در زندگی و ایجاد وحدت و پذیرش تفاوتهای هم میتواند همان وحدت را برساند که قرآن روی آن انگشت گذاشته و فرموده که از خودتان عیبجویی نکنید.
برای برطرف شدن این رذیله اخلاقی، طرفین باید به این آگاهی برسند که حافظ اسرار یکدیگر بوده و عیبپوش هم باشند. همان گونه که خداوند زن و شوهر را لباس یکدیگر دانسته است، یعنی چنان که لباس حافظ تن است و حجابی است روی عیبهای بدن، زن و شوهر هم نسبت به هم باید چنین باشند. اگر زن عیبی از شوهرش ببیند و آن را در میان دیگران فاش نماید، اولاً شوهرش را رسوا نموده و هم خودش را که وصله تن شوهرش میباشد، و اگر شوهر نیز عیبی از همسرش دید، نباید آن را به دیگران بازگو نماید. در این میان باید به شدت از مقابله به مثل کردن خودداری کرد و سعی کرد با تذکرهای بهجا و مهرآمیز در صدد از بین بردن آن عیب و یا عادت غلط برآمد.
۵. توقعات نابجا
یکی از عواملی که باعث بروز اختلاف در خانواده میگردد، توقعاتی است که اعضای خانواده از یکدیگر دارند، در حالی که بسیاری از این توقعات برآورده نمیشوند. مشکل عمده این است که معمولاً انسان به توقعاتی که از دیگران دارد توجه میکند، نه به توقعات و انتظاراتی که دیگران از او دارند.
انسانها همواره خوبیهایی را که در حق دیگران کردهاند به یاد دارند و از این که در مقابل آن خوبیها پاسخی دریافت نمیکنند ناراحت شده و از بینمک بودن دست خویش گلایه دارند، اما در مورد کوتاهیهای خود و خوبیهای دیگران چندان حضور ذهنی ندارند. وقتی در یک خانواده همه اعضای آن با چنین نگرشی اعمال همدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند، طبیعی است که همواره در میانشان ناراحتی و گلایه خواهد بود.
راه از بین بردن این گلایهها کم کردن توقعات است. انسان باید توقعات و انتظاراتش را از دیگران بریده و به خالق خویش وابسته نماید و از کسی انتظار نداشته باشد که خوبیها و نیکیهای او را جبران کند. اعمال نیک را باید همواره به خاطر خود نیکی و اجر و ثوابی که دارد انجام داد، نه با انتظار جبران آن. در این صورت، انسان از نیکی کردن به دیگران لذت میبرد و البته زندگی بسیار لذتبخشتری نیز در قیامت در انتظار او خواهد بود و همین توجه به ثواب اخروی، زندگی دنیوی را نیز شیرین و با طراوت میکند.
البته باید توجه داشت که بعضی افراد بهانهگیر بوده و در مورد هر مسئله کوچکی بهانهگیری میکنند. زن و مرد در زندگی باید با تدبیر، خانواده را اداره کنند. زن در وظایف خود و مرد هم در وظایف خود تلاش کنند و در کنار هم کاستیهای هم را برطرف نمایند. درباره تصمیمات خود با هم مشورت کرده و نظر و سلیقه همدیگر برایشان مهم باشد و سعی نکنند با زور و تحکم خواسته خود را برآورده سازند.
توقعات بیجا و چشمهمچشمیها که بیشتر در میان زنان شایع است، سرزنشهای زن است که مرد را به کارهای گاهاً غیرمشروع وا میدارد. کم کردن توقعات یعنی هر کسی در زندگی، قدر نعمتهایی را که دارد بداند. و با توجه به این که امکانات و توان مالی افراد متفاوت است، نباید به خاطر خواستههای نابجا و غیرضروری و غیرعاقلانه، کانون گرم خانواده را تلخ نمود و مرد خانواده را به خاطر هوا و هوسهای زنانه و زیادهطلبیها به زحمت و گاهی کارهای نامشروع واداشت. از این رو پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «هر زنی که با شوهرش ناسازگار باشد و او را بر چیزهایی که توانایی ندارد وادار نماید، اعمالش مورد قبول خدا واقع نشده و در قیامت مورد غضب پروردگار جهانیان واقع میشود.»
نتیجهگیری
خانواده، کانون مقدسی است که سلامت و پایداری آن، سلامت جامعه را تضمین میکند. خودخواهی، چشمچرانی، بدبینی، عیبجویی و توقعات نابجا از مهمترین عوامل ایجاد اختلاف و کدورت در خانواده هستند. درمان این رذایل اخلاقی، نیازمند خودآگاهی، پذیرش عیبهای خویش، حفظ حریمها، خوشبینی به یکدیگر، عیبپوشی و کاهش توقعات است. قرآن کریم و اهل بیت(ع) با تأکید بر عواطف، صمیمیت و وحدت، مسیر پیشگیری از این اختلافات را نشان دادهاند. اگر اعضای خانواده با تدبیر، مشورت، احترام متقابل و پذیرش تفاوتها با یکدیگر رفتار کنند، میتوانند کانون گرم خانواده را از تلخی و شکست حفظ کرده و نسلی سالم و موفق به جامعه تحویل دهند.